چند سال پیش تحقیقی داشتم درباره "قلم" از دیدگاه جلال آل احمد،  همان کسی که به حق لقب پر افتخار "جلال آل قلم " را از آن خود کرده است  که خلاصه آن را در یک صفحه آ – چهار تکثیر کردم و به دوستان و نویسندگان دیگر هم دادم ؛ چرا که آنقدر جلال ، رسالت قلم را  زیبا ترسیم کرده  بود و آنقدر این عبارات، تاثیر گذار بود که دریغم آمد دیگران از آن بی بهره بمانند. فکر می کنم یک بار در دوازده – سیزده سال پیش هم بخشهایی از آن را در صفحه ادب و هنر کیهان کار کردیم . در هر صورت چهاردهم تیرماه را از چندین سال پیش "روز قلم" نامیده اند و من هم از این بهانه استفاده می کنم و این جملات زیبا را در معرض نگاه دوستانم می گذارم .

 

حالا چون این روز ، امسال مصادف شده است با میلاد بانوی آب و آینه حضرت فاطمه زهرا "س" ، فخر زنان عالم و مادر امامان معصوم ما ، ضمن تبریک و شادباش این روز خجسته به خوانندگان " آب و آتش" ، نکته جالبی را هم می گویم و آن اینکه به جمله ناقصی از جلال در همین زمینه بر خورده بودم و دوست داشتم عین آن را در کتابهایش ببینم و مستند آن را در تکمیل عبارات قبلی بیاورم . برای همین ، کار این دو سه روزه من این شده بود که دو سه کتابی که از جلال نخوانده بودم  پیدا کنم و بخوانم و در آنها دنبال آن عبارت بگردم . همین کار را هم کردم . روی کتاب "کارنامه سه ساله " خیلی توقف کردم و از شدت هیجانِ رسیدن به چنان کتاب نفیسی  ، آن را دو بار از اول تا آخر خواندم و باز هم به آن جمله نرسیدم . و امروز در حالی که آن را برای پس دادن به کتابخانه موسسه آماده می کردم نگاهی به مقدمه آن انداختم و دیدم جملاتی که دنبالش می گردم درست در اولین صفحه این مقدمه نقش بسته است !!

این شما و این هم عبارات پر مغز جلال در باب قلم :

 

- همه حرف و سخنهای عالم ، از همین سی و دو تا حرف درست شده است ؛ به هر زبان که بنویسی اصل قضیه فرق نمی کند . هر چه فحش و بد و بیراه هست ، هر چه کلام مقدس داریم – حتی اسم اعظم خدا – همه شان را با همین سی و دو تا حرف می نویسند . می خواهم بگویم مبادا یک وقت ، این کوره سوادی که داری جلوی چشمت را بگیرد و حق را زیر پا بگذاری . یادت هم باشد که ابزار کار شیطان هم همین سی و دو تا حرف است ، حکم قتل همه بیگناهها و گناهکارها را هم با همین حروف می نویسند . حالا که این طور است مبادا قلمت به ناحق بگردد و این حروف در دست تو یا روی کاغذت بشود ابزار کار شیطان .(نون والقلم )

 

- من دست کم خودم می دانم که با این قلم جوری تا نکرده ام که دل کسی را به دست بیاورم ، چه رسد به "وجاهت ملی ". من زده ام و خورده ام و با این زد وخورد ، دست کم خودم را نیز نگه داشته ام ؛ بی هیچ منتی بر احدی .

 

     

 

 

- زینهار تا " کلام"  را به خاطر" نان" نفروشی و روح را به خدمت جسم در نیاوری . به هیچ قیمتی گرچه به گرانی گنج قارون ، زرخرید انسان مشو . اگر می فروشی همان به که بازوی خود را ، اما قلم را هرگز . در کلام خود عزاداران را تسلا باش ، ضعفا را پشتوانه و ظالمان را تیغ رو در رو .(از رساله پولس رسول به کاتبان )

 

- کار هنر ، یعنی یک چیزی در درون  آدم پخته می شود که بعد باید نوشته شود یا بیاید روی کاغذ . و اگر ننویسی دیوانه می شوی . حاضری سرت را به دیوار بزنی و بترکانی . این است که فریادت بلند است که چرا نمی گذارند ، چرا ممانعت می کنند و غیره ...

 

- نویسنده مسئول یعنی نویسنده ای که وقتی می نویسد ، نه به قصد "تفنن" و "زینت" می نویسد ، بلکه به قصد این می نویسد که یا خودش را روشن کند یا با این قصد که مطلبی را که برای خودش روشن شده به دیگران هم ابلاغ کند .

 

- می دانی ؟ کار ما این است که بنویسیم ، سوال ایجاد کنیم ، هی چرا و اما بگوییم و هی بپراکنیم و در جست و جوی مجهول و عنقا باشیم ؛ در جست و جوی بهشت گمشده . از ناصر خسرو گرفته تا این سر ، همه در جست و جوی بهشت گمشده بوده اند ؛ همه شعرا و نویسنده های پدر مادر دار . این کار ماست .(کارنامه سه ساله)

 

-وقتی از جایت تکان نخوردی ، کمترین نتیجه اش این است که نجیب می مانی ؛ عین پیرزنها !

 

-قدرت حق در کلام شهداست . به همین دلیل ، من تاریخ را از دریچه چشم شهدا می بینم ؛ از دریچه چشم مسیح و علی و حلاج و سهروردی . نه از روی نوشته زرنگار حکمای به حکومت رسیده که انوشیروان آدمی را «عادل» نوشته اند با آن همه سرب داغی که به گلوی مزدکی ها ریخت !(نون والقلم)

  

- "قلم" این روزها برای ما شده یک سلاح . و با تفنگ اگر بازی کنی ، بچه همسایه هم که به تیر اتفاقیش مجروح نشود ؛ کفترهای همسایه که پر خواهند کشید ... و بریده باد این دست اگر نداند که این سلاح را کجا به کار باید برد.....(کارنامه سه ساله )

 

 

روز قلم بر همه قلمداران عرصه های دفاع از حق ، و مبارزه در راه تکلیف و بیداری ، و علمداران  فرهنگ اسلام ناب محمدی "ص" و زمینه سازان انقلاب موعود مهدوی "عج" فرخنده باد.

چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()
تگ ها: